با ما تماس بگیرید 44 7700 900693

خانه » دسته‌بندی نشده » مروری بر نظریه های کلاسیک مدیریت

مروری بر نظریه های کلاسیک مدیریت

در واقع هنگامي كه سخن از مديريت به ميان مي آيد بطور معمول در انديشه انسان اوليه چندين نفر توسط يك تن مجسم مي شود. به همين دليل تقريبا در تمامي تعاريفي كه از مديريت ارائه كرده اند، به اداره كرده يا افراد توسط يك تن اشاره شده و مدير را در برابر افراد يا سازمان ديده اند. بعنوان مثال آر كراتين مديريت را در ارتباط با سازمان چنين تعريف مي كند: مديريت عبارت است از فرايند حل مسائلي كه به نحو مطلوب هدفهاي سازمان را تامين كند و اين كار از طريق استفاده موثر از منابع كمياب در يك محيط در حال تغيير صورت بگيرد.

از سوي ديگر در تعدادي از تعاريف مديريت به جاي آن كه سازمان مورد اهم نگرش باشد اعضای سازمان مورد توجه قرار گرفته اند. بعنوان مثال يال هرسي و كنت بلانچارد مي نويسد :

مديريت عبارت است از كاركردن با افراد و به وسیله افراد و گروه­ها براي تحقق هدفهاي سازماني كه براساس اين تعريف لازمه موفقيت در سازمان دستيابي مديران به مهارتهاي اجتماعي  و انساني است كه با استفادهازآنازطريقهدايتورهبرياهداف سازماني تحقق يابد.

اگر از زاويه ديگر به مديریت نگاه كنيم مي توانيم به تعاريف نسبتا متفاوتي در كتابهاي مديريت اسلامي برسيم كه مدير را فراهم كننده امكانات موردنياز براي كاروراني كه به سوي هدف نهايي و كمال مطلوب سير مي كنند دانسته و سود شخصی براي او مهم نيست و نقش تعيين كننده در نوع كار و خدمت  را ارزش دانسته و هدف نهايي  او از انجام اين كار را قربه الي الله داشته است.

با عنايت به مطالب بالا سه ديدگاه مديريت سازمان نگر، مديريت كارمند نگر و مديريت اسلام ميتوان گفت كه در مفهوم مديريت، رعايت موازين اخلاقي در قبال زيردستان بزرگترين وظيفه مدير است، هرچند به لحاظ تعاريف ياد شده بلافاصله بعد از آن سازمان و رعايت آن وظيفه دوم مدير قلمداد گرديده.

مديريت كلاسيك

پس از بروز تحول بنيادي سالهاي 1700 تا 1780 كه به  انقلاب صنعتي شهرت يافته، مديريت سنتي رنگ وروي تازه­اي به خود گرفت. براي مثال افرادي همچون آدام اسميت انديشه هاي نظير تقسيم كار را عنوان كردند كه هنوز هم از زيربناهاي اساسي هرنوع مديريت انسان بر انسان محسوب مي شود. ايشان بعنوان پايه گذار علم اقتصاد، زمين، كار و سرمايه را از هم تفكيك كرده است. وي استفاده هماهنگ از آن را عامل توفيق توليد خود معرفي كرده است.

چارلز بيج از ديگر كساني است كه در كتاب صرفه جويي صاحبان صنايع برتقسيم كار، بررسي حركات براي انجام كار، بررسي مراحل توليد و قيمت تمام شده، بكارگرفتن روشهاي بررسي زمان تعيين محل مناسب براي كارگاه يا كارخانه از لحاظ تامين مواد اوليه، استفاده از نمونه هاي استاندارد شده و تحقيق و توسعه تاكيد كرده است كه ترديدي نيست انجام اين پيشنهادها بدون وجود مديران مجرب امكان پذير نيست.

هنري تون در مقاله سال 1870 روشهاي منظم و كارآمد مديريت را مطرح كرد و به خصوص طرح او براي مشاركت كاركنان درمنافع شركت درنظام عادلانه پرداخت دستمزد تاثير بسزايي داشته است.

جوزف وارتن درسال 1881 با اهداي 1000 دلار به دانشگاه پنسیلوانياي آمريكا بنيانگذار رشته مديريت در آنجا شد اگرچه از تئوريهاي مديريت از سال 1910 شروع و به 3 دسته كلي تقسيم مي شوند:

–  مكتب مديريت علمي

–  مكتب مديريت اداري

–  نظريه بوروكراسي

برخي از ويژگي هاي برجسته نظريه مديريت كلاسيك در برخي نوشته ها به شرح زيرآمده است:

1-                     زنجيره فرماندهي : توزيع مديريت در سه سطح بالا، متوسط و مديريت سطح اول جاگذاري گرديده. مدير سطح بالا كه شامل هيت مديره و روسا و معاونين مي باشد. مديران سطح متوسط كه رابط بين مديران سطح بالاو سطح اول مي باشند و مديران سطح اول يا ناظر كه در واقع مديران اجرايي سازمان و نزديكترين مديران به كاركنان سازمان محسوب مي گردند.

2-                     نفوذ يكسويه رو به پايين: تصميم گيري در سطح بالا و ارسال و ارتباط به سطح پايين

3-                     سبك مديريت استبدادي : كه برمبناي آن مديران افرادي هستند كه تصميم گيري مي كنند و نظام مديريت را فرماندهي و سازماندهي مي كنند. اين باور وجود داشت كه با كارگران مانند ماشين آلات رفتار مي شود.

4-                     رفتارهاي پيش بيني شده : كه رفتار كارگران مانند ماشين پيش بيني شده بود.

v                     نظريه مديريت علمي :

سرآغاز مديريت علمي را به فردريك وینسلوتیلور نسبت مي دهند. زيرا وي نخستين كسي بود كه به روشهاي متداول علمي به مطالعه كارسنجي و زمان سنجي پرداخت و مساله تشويق در رابطه آن را با عملکرد افراد به اين شيوه بررسي كرد. تيلور براي حل مساله مديريت مراحل زير را دنبال كرد.

  1. تعريف و شناسايي مسائل يا مشكل
  2. شناسايي و تجزيه و تحليل عوامل موثر در انجام كار
  3. اندازه گيري عوامل قابل سنجش در كار
  4. ثابت نگه داشتن كليه عوامل موثر در كارها غيرازعامل مورد بررسي
  5. استنتاج اصول مديريت علمي براساس روش فوق كه مبتني برمشاهده و مطالعه است
  6. اثبات اعتبار علمي اصول استنتاج شده از طريق به كارگيري پي در پي آنها در محيط كار.

به نظر تيلور، كساني كه به مديريت علاقه دارند و به آن مي انديشند در واقع پيرامون پيدا كردن پاسخهاي سه سوال ذكر شده تلاش مي كنند:

الف) دركجا راه اصول مديريت علمي به ضرورت، از اصول مديريت عادي جدا مي شود؟

ب) چرا با به كاربستن مديريت علمي نتيجه اي بهتر از ديگر گونه هاي مديريت به دست مي آيد؟

پ) آيا مهم ترين دشواري آن نيست كه مردي راستين در پايگاه رهبري گمارده شود و اگر مردي راستين پيدا شد، آيا نمي توان گزينش مديريت را به آسودگي به او واگذاشت؟

وي سپس براي توفيق مديران، يا تحقق مديريت علمي نكات زير را كه با تغييراتي به اصول مديريت علمي شهرت يافته، عنوان مي كند:

  1. مديران و سركارگران بايد بدانند كه دانش آنان و چيرگي شخصيتشان پايين تر از مجموع دانش و چيره دستي همه كارگراني است كه زير سرپرستي ايشان به كار مي پردازند.
  2. مديران لازم است كاركنان را چنان برانگيزنند تا بهترين كوشش، سخت ترين تلاش، دانش سنتي، چيرگي، استادكاري، هوشمندي و نيك انديشي از خود بروز دهند.
  3. مديران بايد از عوامل انگيزش و پاداش مانند اميد به پيشرفت سريع، دست يافتن به جايگاه شغلي بالاتر، دستمزد بيشتر، كوتاه كردن ساعتهاي كار، آراستن پيرامون و اوضاع دلپسندتر كار استفاده كنند.
  4. كاركنان را به روش علمي برگزينند به ايشان كار بياموزند، آموزش داده و ايشان را پرورش دهند.
  5. از صميم قلب با كاركنان همكاري كرده، بكوشندميان خود و كاركنان يك تقسيم برابر و عادلانه كار و مسئوليت ايجاد كنند.
  6. طرح انجام كار بنويسند و همواره لوازم و امكانات انجام آن را در اختيار زيردستان بگذارند.
  7. به افراد كارهايي را بسپارند كه در توان جسمي و فكري آنان باشد.
  8. از اصل حركت سنجي، يعني روشهاي كوتاه كردن و كاهش حركت اضافي استفاده كنند.
  9. ساعتهاي كار بايد چنان برنامه ريزي شود كه كاركنان به راستي درهنگام كاركردن، به كار بپردازند و درهنگام بازي كردن، به بازي سرگرم شوند و اين دو بخش را با يكديگر درنياميزند.
  10. لازم است دستمزد هركس به نسبت كميت بازده كاري وي و همچنين به ميزان دقت او در كار، افزايش داده شود.
  11. بايد سريع ترين روش هاي صحيح انجام كار به زيردستان آموزش داده شود.
  12. ضرورت دارد به جاي قضاوت فردي، از علم استفاده شود و مدير، همكار زيردستان خود باشد.
  13. شايسته است روحيه كاركنان  نسبت به كار، مورد توجه قرار گيرد و كوشيد كه تا حد امكان روحيه بالاي ايشان حفظ شود
  14. و سرانجام مي بايستي همه عناصر ساز و كار مديريت علمي يعني برنامه ريزي، زمان سنجي دقيق، يكنواخت كردن روشها و ابزاركار، نظام پيوستگي حركات در كار، آموزش دادن مربيان و سركارگران و مانند آن نيز مورد توجه قرار گيرد.

v                     نظريه مديريت اداري :

هنري فايول كه در سال 1916 يعني 50 سال بعد از انتشار كتاب تيلور نظريات خود را منتشر كرد و از او بعنوان پايه گذارمديريت عمومي يا اداري نام مي برند. از آنچه فايول تحت عنوان كلي اصول عام مديريت، ويژگي ها و تواناييهاي لازم براي مديريت و عناصر مطرح كرده ميتوان گفت كه اولا  رده هاي بالاي مديريت بيشتر موردتوجه او بوده و ثانيا برغم برچسب عمومي يا دولتي، اصولي كه وي براي مديريت عنوان كرده است در تمامي سازمانها كاربرد داشته است.

به این ترتیب فایول در تقسیم بندی به مطالب زیر میرسد:

اصول عام مدیریت مثل تقسیم کار برحسب توان و تخصص کسانی که کارها را انجام میدهند با تعادل اختیار و مسیولیت مدیر،انظباط کاری،وحدت فرماندهی یا دستور گرفتن کارکنان هر واحد از یکنفر،وحئت جهت یا هدف،برتر بودن منافع سازمان بر اشخاص،رعایت اصل عدالت در حقوق،تمرکز امور عمده و اساسی سازمان،رعایت بی غرضی در اداره نهاد،تلاش برای دوام بخشیدن به خدمت کارکنان،توجه مدیر به ابداع و نوآوری زیردستان و استفاده صحیح از انان،هماهنگی و تلاش برای همسوسازی و یگانگی کارکنان

در بحث فایول ویژگی های مدیریتی  مانند تواناییهای جسمی و فکری(ذهنی)،اطلاعات عمومی،دانش تخصصی و تجربه مفید و کارامد قید شده است.

v                     نظريه بوروكراتيك :

اين نظريه توسط جامه شناس آلماني كارل اميل ماكسسيميليان داده شده است كه بعنوان ماكس و بر شناخته شده او اين نظريه را درسال 1947 ارائه كرده است. تمركز اصلي نظريه او برساختار سازماني است. او در تقسيم سازمان به سلسله مراتب و ايجاد خطوط قوي از اقتدار و كنترل  تمركز كرده است. او پيشنهادمي كند كه سازمان ها براي انجام كارهاي از پيش تعيين شده بايد روش هاي عملياتي استاندارد جامع و دقيقي را توسعه دهند.

اصول تئوري مديريت بوروكراتيك :

1-                     قوانين نوشته شده: باتوجه به اين نظريه بايد بهترين استاندارد براي قوانين و مقررات درسازمان وجود داشته باشد. اين قوانين به خوبی تعريف شده  و در فرم ها نوشته شده است.

2-                     سيستم روابط كاري: درسازمان براي انجام كار و همچنين براي ارتباط بين سيستم و وظيفه درسازمان بايد وجود داشته باشد.

3-                     آموزش هاي تخصصي: كارگر بايد با توجه به وظايف تعيين شده خود آموزش داده شود. آموزش هاي مختلف براي سيستمهاي مختلف سازمان بايد وجود داشته باشد.مديران و كاركنان به آموزش هاي مرتبط با وظايفشان نياز دارند.

4-                     سلسله مراتب قدرت: مانند ديگر نظريه هاي كلاسيك به سطوح مديريتي اعتقاد دارد و قدرت را بايد درهرموضوع براساس نقش ميدان در هرم سازماني به آنها اعطا شود.

5-                     واضح كردن وظايف شناسايي شده براي هرفرد

6-                     كاغذبازي: وبر متعقد است همه چيز در سازمان بايد نوشته شود. به اين ترتيب هرسيستم در سازمان بطور سيستاميك اجرا خواهد شد.

7-                     ارزيابي منصفانه و پاداش: مي بايست نظام ارزيابي درسازمان به خوبي وجود داشته باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *